تبليغاتX
سروستان - خاطرات

سروستان

 

تمامی راه رفته را جستجو کردم

آنچنان گرماگرم همراهی بوده ایم که هیچ به خاطر نمی آورم٬ تنها تو

تماماْ تویی و کلماتی مختصر

کلماتی که با ضرباهنگی ملایم در ذهنم نقش می بندد

و من مفتون خاطراتی که با هر قدم عمیق تر می شوند.

و زمان

می گفتند که زمان احساس ها را آنقدر به سطح نزدیک میکند که با هر نسیمی به باد می رود

اما من هر روز نفوذ آن نقطه های مشترک را از روزنه های وجودم می بینم٬ که درونم را می آکند و غرق سرمستی میکند.

می خواهم خود را رها کنم و در آن لحظاتی شناور شوم که بی هیچ کلامی صمیمانه ترین نگاه را نثارم می کنی و من آنچنان که هستی پذیرایت می شوم و به اوج می رسیم.

***

+ نوشته شده در  85/12/05ساعت 12:26  توسط سرگشته  |